
بعد از چندين و چند عكس در فصول و موقعيتها و زمانهاي مختلف از تهران، بالاخره توانستم تصويري را خلق كنم كه در يك كلام: ميپسندم!
1- تهران شهري ست كه نميتوان كل آن را يكجا ديد! و نيز نميتوان در جزئياتاش دقيق شد چرا كه تهران به عنوان يك مجموعه از واقعيتها و رويدادهاي ناپيوسته است كه براي بعضي از اين پديدارها تنها وجه اشتراك و ارتباط همان گسيختگي شان است. همه چيز هميشه حضور دارد، همه چيز هميشه واضح است: به زبان تصوير همه چيز در فوكوس قرار دارد در عين اينكه زاويه ديد محدود است...عمق ميدان بينهايت است...كل تصوير واضح است با اينكه هيچكدام از جزئيات قابل شناسائي نيست. فكر ميكنم در اين تصوير براي پيادهسازيِ اين ايده موفق بودهام.
2- تهران در اين تصوير بخصوص شباهتي دهشتناك با خرابه دارد. تمام تلاش ام براي اين بود كه تصويري از تهران خلق كنم كه يك جفت را تداعي كند: شهر / خرابه! ساختمانهاي عظيم و پر زرق و برق در اين تصوير چون آجرها و سنگهاي دور افتاده ميمانند. سنگها و آجرهائي بازمانده از يك تمدن عظيم و قديمي كه خزهها و سبزهها (شايد هم حشرات و جانوران) در بين آنها رشد كرده اند. بقاياي تمدنيِ پيشرفته كه در سير طبيعي خود ويران شده است. جفتِ شهر / خرابه معناي بيشتري از شهر / آشغالدوني دارد و من همهي تلاشام در اين تصوير اين بوده كه شهر را خرابهاي نشان دهم در عين اينكه با كمي دقت شايد بتوان شهري عظيم و با شكوه را در آن تشخيص داد.
3- طيف رنگهائي كه در اين تصوير ثبت شده من را هم متعجب ميكند: خاكستري-صورتي....همه چيز زير اين لايه قرار ميگيرد. رنگهائي كه شايد تداعيگر بيتفاوتي و خشونت (توامان) باشند. نوعي امر خنثي كه هراسآور است. جنايتي نا معلوم كه كسي توجهي به آن نميكند اما سرتاسر زندگي مان را در بر گرفته است: اين رنگهاي خود زندگي مان است.
3 comments:
said...
axe honari ke nist ? hast ? ... be nazaram kheili chize dandoon giri darnayoomade . albate nazaram bood :D:)
said...
baadesham ke man hamin alan fahmidam comment doonito avaz kardi , fek mikardam filtereh . ye e`laam bokon shayad yeki bekhad comment bezareh fekre mano bokone !
said...
salam sereshk jan . ajibeha, vali delam baraye axat va neveshtehat tang shode bood . felan ke oon poste party ro khoondam ... be nazaram khoob bood va albate bazam ja dare.